-امروز با باران رفتیم بیرون و سریع خریدی که لازم داشتم رو انجام دادم. بعد اومدم سوپر مارکت تا یک خرید سریع انجام بدم. تا ماشینو پارک کردم باران میگه:

Mummy you go. I am staying in the car.I will not cry !!!

ای جان ...این دخترک مهربون و عزیزم که میگه تو برو - من گریه نمی کنم !!!

- دیشب ددیش از باران میپرسه مامیتو چقدر دوست داری؟ و باران میگه : همههههههههه (یعنی یک عالم) . بعد هم زود اومده بغلش کنم و بوسم کنه !!

- یک فروشگاه حیوانات خانگی در مرکز خرید نزدیک خونمون بازشده وکلی حیوانات خانگی از خرگوش و همستر و انواع موش و ماهی و... داره.یک قسمت هم داره که مردم حیواناتشون رو برای شستشو و کوتاه کردن مو و ... میارند. امروز کلی با هم وایستادیم تا کوتاه کردن موهای یک هاپوی خوشگل وسفید رو ببینیم.

-برای دوره تعطیلات یک سری تمرین داشتیم و امروز که روز آخر تعطیلات هست شروع کردیم به انجام دادنشون. چند تاش واقعاسخت بود. مثلا از این جدولهایی که حروف مختلف داره و باید از تو اون کلمات مختلف رو پیدا کنی. در جدول باران باید کلمات big  like am in little the رو پیدا میکرد . خیلی بنظر من سخته برای یک بچه سه ساله این تمرینات !! چند تا تمرین دیگش هم تمرین نوشتن حروف الفبا بود !!!اون هم سخته - نه؟؟ ولی با همین سیستم عجیب و غیر قابل باور برای من کلی لغت یاد گرفته و حالا یک کتابهایی دارند که فقط همون لغات توش استفاده شده و اون کتابها رو میتونه بخونه !! فکر کنم با این سیستم تا5 سالگی خوندن و نوشتن رو کامل یاد گرفته باشه!!!

- اینقدر فارسی رو جالب و خنده دار صحبت میکنه ومیفهمه.

مثلا مامانم پشت تلفن به باران میگند: " من بخورمت باران جان" باران جواب میده: Please don't eat me !!!تعجب

صبح به من میگه : مامی پاشوو- دیره !!!سان ایز اوت !!!

میگم بریم بیرون : میگه نههه  - بیرون خیلیییییی سرده ! you need hat !!!

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
سانیا

اون موقعی که وبلاگت رو کشف کردم برام یه عالمه روحیه و انرژی بود..الان هم هست..خیلی هست...وقتی از خودت می نویسی از باران عزیز می نویسی..لذت می برم..یه لذت خیلی خاصی می برم که نمی دونم چه طور باید توصیفش کنم...من این همه بودن رو دوست دارم..یادته یه بار از گلدون و گل هات نوشته بودی..فکر کنم اون روز بچه نداشتی..یا وقتی داشتی درس می خوندی و لپتاپ داشت موزیک پخش می کرد و همسرت گفت کمش کنی..من این لحظات رو دوست دارم..این تک اپیزودهای زندگی رو دوست دارم...کاش بیشتر از خودت و حست و مدیریت کردن این همه لحظه ها بنویسی...این که یه زمانی مسئولیتت متفاوت با الان بود و الان چه حسی داری چه حالی..حال و آینده رو چه طور می بینی.. همیشه شاد و موفق و سالم باشی

Ida

Can you please describe some about educational system in UK? I am located in Canada and seems there is a big difference.. the system you are talking about is way advanced.. you daughter is so adorable...take care:)

Ida

Merci for the explanation. The focus in the schools in here is the same; playing and having fun whuich I agree with it totally. Kids are kids and should learn by playing and having fun. No argue on it. But I also see that at the university they suffer from not having good undrestanding in math and other sciences,i.e., they did not have been educated well in those subjects ...In here there are rare those types of schools you mentioned but I have no idea about the detail. Anyway, , thanks alot and say warm in this cold weather:) . .

masti

azizam,,, cheghadr shirine baran jan,,khoda hefzesh kone mitra jan[ماچ]