Toddler Taming

دخترک کوچولو شیطون شده و به یک کودک نوپای نافرمان تبدیل شده که یاد گرفته هر چیزی رو نمی تونه بدست بیاره با جیغ کشیدن و گریه کردن بدست بیاره و کلی گاهی مستاصل می شوم. فکر می کنم در تربیتش داریم کوتاهی می کنیم و یک کودک لوس بارمیاریم .  می دونم این سن خاص هست و چند ماه که بگذره بهتر میشه ولی همش در ذهنمه که چرا هیچ مطالعه ای در مورد تربیت کودکان ندارم. غالبا مجله مادر و کودک را میخواندم ولی این چند ماه اخیر اصلا فرصت نکردم.  یک جایی امروز می خواندم که  روش تربیتی  مادرها در سه گروه اصلی قابل تقسیم هست:

- A Gina Ford mummy
- A Go-with-it mummy
- A Baby Whisperer mummy

    از روش جینا فورد که خوشم نمیاد و تا حالا فکر کنم از نوع دوم بودم ولی تصمیم گرفتم شروع به مطالعه کنم و روش خاص خودم رو پیدا کنم .  در اولین قدم چند تا کتاب سفارش دادم.  یادمه کوچک که بودم مامانم همیشه کتابهای یک روانشناس معروف فرانسوی " ژان پیاژه " رو میخوندند  که نظرات جالبی در مورد پرورش بچه ها داشت. اخیرا خودم به نظرات " هیم گینوت" علاقمند شدم.   یکی از دوستان قدیمیمون هم برام سری سی دی های دکتر هلاکوییان رو فرستادند که باید گوش کنم. مساله جالب اینکه باران فقط در خانه و با ما لجبازی می کنه ولی در مهد و وقتی غریبه ای هست خیلی مودب و آرام و مثل یک خانم رفتار می کنه. کم کم به سوپر ننی نیاز داریم.

نمی دونم از نظر پیشرفت تکاملی در چه مرحله ای هست  و آیا پیشرفت مناسب با سنش رو داره یا نه؟ اسم تمام اسباب بازیهاشو میدونه و اگه ازش بخوای یک وسیله خاص رو بیاره برات میاره. چند کلمه حرف می زنه و به راحتی راه میره وبا بقیه ارتباط برقرار می کنه و  خیلی هم دوست داره مستقل باشه و مثلا  خودش فقط غذا بخوره و با قاشق بهش غذا ندی. عاشق توپ بازی هست و اخیرا هم کم کم داره به نقاشی علاقمند میشه. از مازیک بشدت بدش میاد چون تا دستش خط خطی میشه میخواد دستشو بشوری . آیا اینها برای یک بچه ١٧ ماهه کافی هست؟ باید مطالعه کنم  خیلی زیاد ......

 

خلاصه مدتی هست که همش فکر می کنم مامان خوب و کاملی نیستم و این خیلی حس بدی هست. در ذهنم همش احساس گناه می کنم که چرا وقت بیشتری ندارم. دختر عزیزم شرمنده ام که چرا بیشتر نمی توانم با تو وقت صرف کنم. سعی می کنم بهتر باشم.

این هم عکسی از فرشته نازنین ما در روز اول عید در اولین سفر نوروزی

 اینهم چند تا عکس از این روزها:

 

 PS: بعلت شیطنت فراوان عکسی از باران خانم شیطون در کنار سفره هفت سین نداریم.

/ 2 نظر / 15 بازدید
ندا

سلام میترا جون , بقول اینها ! tell me about it . من فکر میکردم که این روش اشتباه من در برخورد با رایان هست که به حرف مربیهاش تو مهد گوش میده ولی من حتی برای شستن دست و صورتش باید به انواع روشهای مختلف متوسل بشم ولی مربیهاش میگفتن که بچه های خودشون هم همینطور رفتار می کنن. حالا نمیدونم برای خوش کردن دل من میگن یا واقعیته !

ندا

راستی چقدر رنگ نارنجی به باران میاد. از جانب ما این خانم خانما را یک بوس گنده بکن.