Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers Lilypie Fourth Birthday tickers باران- رحمت خدا

باران- رحمت خدا


+  

هنوز باورم نمیشه ! باورم نمیشه این دختر چطوری اون همه پله رو تنها رفته بالا؟ هنوز دلم از ترس می لرزه ! یک لحظه نمیشه ازش غافل شد. ماجرا از این قرار است که خونه ما از این نوع به قول انگلیسیها Townhouse و یا بقول ما سه طبقه هست و خوب قاعدتا کلی پله دارد. و ما هم جلوی همه این پله ها از این درهای امنیتی گذاشته ایم. طبقه دوم پذیرایی و نشیمن هست و طبقه همکف هم آشپزخانه و غذاخوری و طبقه سوم هم اتاق خواب ها.  امروز یک لحظه رفتم برای باران شیر درست کنم در اتاق پذیرایی رو تقریبا بستم و گیت پایین رو هم بستم ولی گیت بالا باز بود @ چون به ندرت به طرف بالا تنهایی میرود. تا رفتم و آمدم ۵ دقیقه نشد دیدم باران تو اتاق نیست. اتاق خواب مهمان رو نگاه کردم نبود هرچی صداش میزدم نبود و فقط صداش ضعیف از یک جایی میامد. اینقدر نگران شده بودم که کجا ناپدید شده . یک لحظه حس کردم صداش از بالا میاد با ترس دویدم بالا میبینم تو اتاق خودش رفته و داره کیف منو از کمد در میاره. قلبم از ترس داشت وای میستاد . نگام میکنه و میخنده و من حتی از ترس می ترسم دعواش کنم. هنوز باورم نیمشه این پله ها رو تنها رفته . حتی اگه یکبار به پشت سرش نگاه میکرد معلوم نبود چه اتفاقی میافتاد و چه بلایی سر ما میومد. نمیدونم چطوری با این سرعت بالا رقته  وای..........خدایا صدها هزار بار شکرت که فرشته های مهربانت دخترم را حفظ کردند. زبانم قاصر از سپاست است. هنوز باورم نمیشه @ هنوز ته دلم از ترس دارم می لرزم.

عکس تزیینی از چند ماه قبل است.

 

نویسنده : Passenger ; ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک