Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers Lilypie Fourth Birthday tickers باران در آغاز 13 ماهگی - باران- رحمت خدا

باران- رحمت خدا


+ باران در آغاز 13 ماهگی

١- باران کوچولوی ما داره کم کم بزرگ میشه و من گاهی حیران می مانم از این سرعت بزرگ شدنش و فهمیده شدنش.کلی برای خودش خانمی شده مهربون و فهمیده.  تقریبا منظور تمام حرفهای ما رو متوجه میشه و اگه لازم باشه با زبان مخصوص خودش جواب میده.حتی مثلا اگه بخواد بره به چیزی دست بزنه و میدونه که نباید این کار رو بکنه اول برمی گرده نگاهم میکنه و اگه سرم رو به علامت منفی تکون بدم می فهمه . چند هفت پیش براش یک عروسک جدید خریدم و مثل بقیه عروسکاش که اسم دارند اسم اینو امیلی گذاشتیم ولی امیلی رو بعنوان یک دختر خوب که حرف مامانشو گوش میکنه و خیلی منظم هست و غذاشو خوب میخوره معرفی کردیم . تازه امیلی خانم از کوه های آلپ سوئیس آمده و خیلی مودب هست و اومده با باران باشه تا باران تنها نباشه. خلاصه که کلی داستان درست کردیم. باران هم حساس اگه بابا جونش یک دفعه امیلی رو بوس کنه زود اخماش تو هم میره. حالا اینکه از توی این همه عروسک که داره بهش میگم باران امیلی کجاست ؟ زود میره برام میارش.

٢- هفته پیش یکی از این پازلهایی که باید عکس شی رو بزاری سر جاش رو براش خریدم. چند روزه شروع کردم به معرفی شی ها. دیروز می گم باران پروانه کدومه ؟ در کمال تعجب من پروانه رو برداشت بهم میده. کلی کلی ذوق زده شدم.

 

٣- این اسباب بازیشو هم خیلی دوست داره. فقط دوست داره من مهره ها رو سر جاش بزارم و اون فوری بهشون مشت بزنه و بندازشون. حتی یک دقیقه نمیتونه صبر کنه و صد بار هم تکرار کنم دوباره دوست داره.

۴- از لوگو بازی هم خیلی خوشش میاد. یعنی فعلا دوست داره من چیزی درست کنم و اون فوری خرابش کنه و همه تکه ها رو از هم جدا کنه.

۵- هنوز هم به بیشترین چیزی که علاقه داره کتاب هست. میتونه مدتها بشینه و با کتاباش بازی کنه و صد بار ورقشون بزنه . حتی هر شب که من همون کتابهای تکراری رو براش میخونم ذوق زده میشه و خوشحال.

۶- عاشق اینه که توی آشپزخونه باشه و بره سر کابینتها. همه وسایل داخلشون رو در میاره و میریزه بیرون.

٧- همچنان اثری از ایستادن و راه رفتن بدون کمک  نیست. اگرچه با کمک دیوار و وسایل همه جا میره و وای میسته و گاهی اوقات هم چند ثانیه ای فراموش میکنه و بدون کمک می ایسته ولی انگار هنوز اعتماد به نفس کافی رو نداره و زود میترسه و فوری دست میگیره.

چند روز پیش مامان می گفتند جایی دعوت بودند و نوه میزبان هم اونجا بوده . یک پسر تقریبا ۶ ماهه . مامان می گفت ١٢ تا دندون داشته و بدون کمک هم راه میرفته و می نشسته و همه چیز هم میخورده. خیلی عجیبه ؟ نه؟ خدا حفظش کنه برای پدر و مادرش .

٨- اگه کوچولوی عزیزتون مثل باران ما خوب غذا نمیخوره و مثل من نگران هستید که  آیا از همه گروه های غذایی به اندازه لازم دریافت می کنه از این سایت عالی که در مجله مادر و کودک توصیه کرده بود استفاده کنید.

٩- راستی چند روزه بهتر شده و دیگه صبح ها مهد که میزاریمش گریه نمیکنه و خدا رو شکر با پرستاراش دوست شده.  اصولا برای هر ٣ تا بچه یک پرستار هست و سه تا پرستار تو اتاق باران هستند بنامهای Patو Elanieو Dan پرستار اصلی باران النی هست ولی  بقول خودشون favourite Pat بارانه. من هر سه شون رو دوست دارم و ازشون خوشم میاد و اساسا جلسه اول که از این مهد خوشم اومد بخاطر این بود که از این سه تا پرستارش خوشم اومده بود. پرستارش میگه باران دختر creativeی هست و کلی ازش تعریف می کنند.

١٠- هنوز میوه ها رو بیشتر از غذا دوست داره و همچنان عاشق شکلات و البته ماست. و از همه مهمتر شیشه شیرش. ما موندیم که چطوری کمتر بهش شیر بدیم؟ با یک علاقه ای شیر میخوره که انگار هیچ غذای دیگه ای نخورده.

١١- خیلی خیلی هم دختر مهربون و حساسی هست. کافیه من سرفه کنم یا عطسه فوری بر می گرده و نگاهم میکنه یک جوری که انگار میخواد مطمئن بشه حالم خوبه. خیلی هم بابایی هستش و تا از دور باباش میبینه با زبان خودش یک جمله طولانی که مفهوم اعتراض داره رو میگه و دستاشو دراز میکنه تا بغلش کنند.

١٢- قبلا عاشق برنامه In the Nights garden بود. حالا کمتر به اون توجه نشون میده و حس می کنم برنامه هایی مثل Mr tumbleو  Show Me Show Me رو دوست داره . میگم دخترم خانم شده.

راستی این تب محصولات بی بی انشتین چیه که همه رو گرفته ؟ من که چند تا از CD هاشو گرفتم ولی اصلا خوشم نیومده.  

خدایا دختر من و همه کودکان دنیا این فرشته های آسمانی رو در پناه الطاف خودت و زیر سایه پدر و مادرهاشون صحیح و سالم نگه دار.

نویسنده : MT ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک