Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers Lilypie Fourth Birthday tickers روشهای تربیتی والدین شرقی و غربی - باران- رحمت خدا

باران- رحمت خدا


+ روشهای تربیتی والدین شرقی و غربی

قبل از بچه دار شدن هم ما همیشه رفتار بچه های انگلیسی رو تحسین می کردیم که چقدر آرام هستند و اصلا صدای جیغ و گریه ازشون شنیده نمیشه. و حالا بعد از بچه دار شدن و بخصوص در ماههای اخیر که یک کودک نوپای لجباز و سرخود داریم بیشتر رفتار بچه های انگلیسی رو تحسین می کنیم و در عجبیم که چه روش تربیتی دارند که ما نمیتونیم به اون نتایج برسیم البته در اینکه ذکاوت و حس هوشیاری و کنجکاوی بچه و بقول معروف IQ هم چقدر اثر داره بحثی نیست و اینکه بچه های هشیار تر کنجکاوتر هستند.

امروز  بعد از اینکه اون همه باران ما رو اذیت کرد که واقعا به ستوه آمده بودیم توی رستوران یک دختر کوچک روی صندلی مخصوص غذاش نشسته بود و اینقدر بااتیکت و زیبا غذا میخورد که قابل باور نیست. با چوبهای کوچک از سیب زمینی های سرخ کرده جلوش برمیداشت و به سس میزد و بعد توی دهنش می گذاشت. همسرم میگفت همسن باران هست و من معتقد بودم بزرگتر هست و برای همین بابای باران بلند شد و رفت سر میزشون و پرسید چند وقتشه که مامانش گفت ٢ سالش هست. امیدوارم تا ۶-٧ ماه دیگه باران هم اینقدر خانم و مودب بشود و دست از این لجبازیهای اخیرش بردارد.

جالب اینه که باران در خانه و مهد بشدت دختر حرف گوش کن و آرام و مودبی هست ولی به محض اینکه وارد یک مغازه میشه شروع به شلوغ کاری و بهم ریختن همه چی می کنه . اصلا هم حاضر نیست توی بغل بیاد و یا توی کالسکه اش بشیند.فقط دوست داره راه بره و به همه چیز دست بزنه و با همه احوال پرسی کند !!  برای همین امروز براش یک سه چرخه خریدیم شاید کارگشا باشد. یکی مثل این عکس ولی صورتی. 

در همین رابطه این متن جالب رو جایی خوندم .  حالا تا چه حد دزست باشه ولی جالب هست:

"یکی از مواردی که توجه من را خیلی جلب می‌کند تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه مشاهداتم هم در یک جمله خلاصه می‌شود. "والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند."

1- بعنوان مثال بچه غربی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. پدر به او می‌گوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه می‌خواهد خروجی را نشانش بدهد. بچه یورتمه کنان بطرف در می‌رود و خوشحال است. احساس می‌کند کار مهمی انجام می‌دهد. بچه شرقی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. او را بزور و کشان کشان بیرون می‌برند. بچه نق می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. قربان صدقه‌اش می‌روند و وعده شکلات و بستنی می‌دهند. بچه رشوه را قبول می‌کند. همچنان غر می‌زند و از مغازه خارج می‌شود. مشغول چانه‌زدن بر سر تعداد بستنی است.

  2- بچه غربی در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند. مادر گوش می‌دهد، اما عکس‌العملی نشان نمی‌دهد. بچه شرقی در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند. او گوش می‌دهدو به بچه می‌گوید: "اون فقیره. واسه همین بی‌تربیته. تو باهاش بازی نکن 

 3- بچه غربی بستنی می‌خورد. مادر به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.  بچه شرقی بستنی می‌خورد. مادر دور دهانش را پاک می‌کند.

4- بچه شرقی نق می‌زند. مادر دعوایش می‌کند. پدر به مادر می‌توپد که بچه را دعوا نکن. بچه لگدی حواله پدر می‌کند. مادر می‌خندد. پدر بچه را دعوا می‌کند . بچه باز نق می‌زند. باز هم به او وعده و رشوه می‌دهند(بچه غربی کلاً زیاد نق نمی‌زند) 

 5- بچه غربی زمین خورده‌است. بلند می‌شود و به بازی ادامه می‌دهد. بچه شرقی زمین خورده‌است. مادر توی سرش می‌زند و "یا امام رضا" می‌گوید. بچه را بلند می‌کند و مثل کیسه سیب‌زمینی می‌تکاند. بچه می‌ترسد و جیغ می‌کشد. مادر گونه می‌خراشد. هر دو مفصل هوار می‌کشند. بعد بچه می‌رود بازی کند.
 

6- در مطب دکتر حوصله بچه غربی سر رفته‌است. مادر از کیفش کاغذ و مداد‌رنگی بیرون می‌آورد. بچه مشغول می‌شود. در مطب دکتر حوصله بچه شرقی سر رفته‌ است. مادر کاغذ و مداد رنگی ندارد. یک صورتحساب از کیفش درمی‌آورد. یک خودکار ته کیفش پیدا می‌کند. اول کلی "ها" می‌کند و نوک زبانش می‌زند تا بنویسد. بچه دو خط می‌کشد. رنگ ندارد و جذبش نمی‌کند. از جایش بلند می‌شود تا دور اتاق چرخی بزند. مادر مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده‌باشد لاینقطع می‌گوید "نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، ول کن، به پدرت میگم ...". اعصاب همه خرد شده‌است. دلت می‌خواهد بلند شوی و دودستی بکوبی توی سر مادر شرقی !!!

و این ماجرا ها تمام نشدنی است وشاید بهتر باشه بازهم بگیم : والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند"

!!!!!!!!

نویسنده : Passenger ; ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک